شمارهی چهارم/صفحه نوزده
در بستر علوم اجتماعی کنکاش کنیم...
هَلو یا پَیاز؟
مسئله این نیست!
اگر از افراد ناآگاه پرسیده شود هلو یا پیاز؟ همگی هلو را انتخاب میکنند غافل از اینکه هلو تا پیاز نشد، نشد که نشد!
از مباحث قدیمی در صنعت زیبایی و شهوت جنگ بین نچرال و آرتیفیشال است. به راستی کدام برندهاند وقتی از هر دو سو مثالها و دلایل بسیاری به نشان تصاحب گوی و میدان ارائه میشود؟
مسلماً و عموماً نچرالها و آرتیفیشالها هر کدام به برتری خود معتقدند اما سایرین در قبالشان به دو دسته تقسیم میشوند.
دستهی اول به بُرد نچرالها معتقدند و دلایلشان در مشت داشتن آرامش، سلامت جسم و روان، دینمداری یا چارچوبگرایی و انضباط و نظافت است که در کنار نچرالها حاصل میشود.
دستهی دوم به بُرد آرتیفیشالها معتقدند و دلایلشان غرق شدن در تجدد و تنوع، رهایی و بی مرزی، جسارت و تابوشکنی و تفاوت یا تضاد با پیرامون است که در کنار آرتیفیشالها حاصل میشود.
نظر شخصی من بر این است که آرایش، پیرایش و جراحی و... هر گونه متفاوت سازی برای ايرانيان مناسب نیست. زیرا ايرانيان در قیاس با سطح جهانی به اندازهی کافی زیبا و در عین حال عجیب و غریب (متفاوت) هستند و هر روحیهای را ارضاء میکنند و هرگونه دستکاری اضافهکاری ست.
گذشته از آن مطابق آمار، حداکثر جامعهی آرتیفیشالها علت ایجاد این تغییرات در خود را زمینهای برای رسیدن به افراد یا موقعیتهای دیگر عنوان میکنند. یعنی تغییر را برای تجربهای جدید و بعبارت بهتر تغییر را برای تغییر و یا برای وجود خودشان طالب نیستند بلکه زمینهسازی برای رسیدن به هدفی دیگر است. فرضاً برای وارد شدن به رابطه با افراد موفق مادی، تحصیلی، اجتماعی، هنری، ورزشی و ... خود را دچار تغییرات پرهزینه، پردرد و پرریسک میکنند. اینجا ست که آرتیفیشالها حقیقتاً میوهی رسیده و پوست کنده و آمادهاند که خود را برش زده و در بشقاب چیده است تا سرو شود.
این در صورتی ست که نچرالها معمولاً وقت، هزینه و انرژی خود را صرف دستیابی به موفقیتهایشان میکنند. یعنی به جای اینکه خود را چپ و راست کنند تا لقمهی یک هنرمند شوند و بدان ببالند، تلاش میکنند خودشان به درجات مختلف هنری برسند و از این شکوفایی لذت ببرند و جامعه را نیز مستفیذ کنند.
درست است که هر دو عقیده محترم است اما افراد پرغرور و البته پرتوان ترجیح میدهند به جای لقمه شدن، شکوفا شوند.
من بعنوان یک هنرمند، سیاستمدار و دانشمند از تمام آرتیفیشالها که خود را این چنین برای جامعهی هنری، ورزشی، سیاسی و علمی فدا میکنند سپاسگزارم.
لازم به ذکر است شاید اینجانب را بعد از ۵۰ سالگی که خواستم روند نویی در زندگیم ایجاد کنم به شکل پلنگی دلبر مشاهده کنید شاید هم نه!
در آخر اینکه آنکس که هر روز پیاز خورَد روزی هوس هلو کند و آنکس که هر روز هلو خورَد روزی هوس پیاز!
همگی خوش باشید.
به قلم 🖋سردبیر و به درخواست 👱♀️مادمازل نجوا

